خیام یک انسان ملحد و بی دین بوده
متاسفانه اکثر ایرانیها فکر میکنن خیام انسان حکیم و دانایی بوده که کاملا اشتباهه .خیام یک انسان ملحد و بی دینی بوده.اینکه خیام انسان ملحدی بوده از شعراش پیداس و هیچ نیازی به دلیل نداره حالا من چند تا دلیل میارم شاید شما قانع بشید:
اون گرچه به یه خدایی اعتقاد داشته ولی انسان بدی بوده شعراش همه کفرن مثل
آن کس که زمین و چرخ افلاک نهاد....
یا شعر ای صاحب فتوی ز تو پرکارتریم...
اون به بهشت و جهنم اعتقاد نداشته :
که رفت ز دوزخ و که آمد ز بهشت
اون به زندگی بعد از مرگ اعتقاد نداشته :
هر لاله که پژمرد نخواهد بشکفت
اون به روح و جهان آخرت اعتقادی نداشته :
دل سر حیات اگر کماهی دانست
در مرگ هم اسرار الهی دانست
امروزکه با خودی ندانستی هیچ
فردا که ز خود روی چه خواهی دانست
اون یک انسان شرابخواری بوده و به جای اینکه انسانها رو به کار نیک دعوت کنه انسان ها رو به گناه دعوت میکرده شعراش همه ش در مورد شرابه :
چندان بخورم شراب....
بگو آخه تو چه مشکلی داری که همیشه شراب بخوری و این منطق و هوش ضعیف خیامو می رسانه
اون آدم پوچگرایی بوده و جهنم و بهشت رو تو همین دنیا میدیده :
دوزخ شرری ز رنج بیهوده ماست
که این اعتقاد یه اعتقاد کاملاً دیوانه واره اصلا با عدالت خدا جور در نمیاد که کسی رو بی گناه عذاب بده یا انسانی رو بدون کار خوب به بهشت بفرسته آخه ما چه گناهی کردیم که ما رو بندازن تو دوزخ یا چه کار خوبی کردیم که ما رو بفرستن بهشت
اون حرفای عرفا رو مضخرف میدانسته :
آن بی خبران که در معنی سفتند..
شعراش همه ش انسان رو مایوس میکنه به جای اینکه انسانو امیدوار کنه امید دادن از مایوس کردن که بهتره :
گر آمدنم به من بدی نامدمی....
اون به قرآن اعتقاد نداشته و اونو یه چیز بیخود می دانسته :
...قرآن که مهین کلام خوانند آن را
اون کارهای خدا رو بیهوده می دانسته:
از آمدن و رفتن ما سودی کو ...
آورد به اضطرارم اول به وجود
جز حیرتم از حیات چیزی نفزود
رفتیم به اکراه و ندانیم چه بود
زین آمدن و رفتن و بودن مقصود
از آمدنم نبود گردون را سود
وز رفتن من جاه و جلالش نفزود
وز هیچ کسی نیز دو گوشم نشود
کاین آمدن و رفتنم از بهر چه بود